دو همزاد

وقتی خدا تو را آفرید یه نفر هم واسه همراهیت گذاشت. اگه میخوای بهترین حسها را تجربه کنی اون نیمه گمشده را پیدا کن .یکی از ماموریتهای تو رو زمین اینه

+ بدون عنوان

اینجا مثلا" کادوی روز ولنتاین من بود به کسی که عاشقش بودم.

خدا میدونه چقدر وقت گذاشتم و با چه شوقی نوشتم.

هیچ وقت در موردش باهام حرف نزد .

هیچ وقت فکر نمیکنم نشسته باشه خوونده باشه.

دلیلی واسه ادامه اش نمیبینم . امدم حذف کنم دلم نیومد .

شاید من اشتباه کردم ............

میرم دنبال زندگی

عمر این صفحه هم تمومه

شاید یه روز دیگه

الان نه

از همتون که دوستم بودید و خوندید ممنونم .

خدا نگهدارتون

نویسنده : همزاد خانمی ; ساعت ٧:٤٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٢/۱٦
تگ ها:


+ سفر به ایران

نویسنده : همزاد خانمی ; ساعت ٧:٤۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٢/۱٦
تگ ها:


+ راستش عنوان نداره

خب  من هیچ وقت فکر نمیکردم به این صورت و به این زودی اینجا را تخته کنم .

اما خب همه چیز دست یه نفر نیست تو یه رابطه

به زودی میام خاطرات ایران و آخر ماجرا را مینویسم

نمیخوام وبلاگ  را حذف کنم چون لحظه های خوش و لحظه هایی از زندگیم توش ثبت شده

یه کم بعدش میام

نویسنده : همزاد خانمی ; ساعت ٥:٤٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱/٢٥
تگ ها:


+ میریم که پرتاب شویم و بترکونیم

نویسنده : همزاد خانمی ; ساعت ٥:٢۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱٢/۱٥
تگ ها:


+ 2 روز فقط

نویسنده : همزاد خانمی ; ساعت ٧:٠٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱٢/۱٤
تگ ها:


+ 5-

نویسنده : همزاد خانمی ; ساعت ۱٢:٠٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/۱٢/۱٢
تگ ها:


+ شمارش معکوس

نویسنده : همزاد خانمی ; ساعت ۱:۱۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/۱٢/۱٠
تگ ها:


+ از همه جا

نویسنده : همزاد خانمی ; ساعت ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/۱٢/۸
تگ ها: